X
تبلیغات
رایتل

حرفای من با خدا

اینا حرفای یه دختر مهربون و تنهاست که برای خدای خودش می نویسه.
شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1390

نماز

 سلام خدا 

 

وای نمی‌دونی الآن چه احساسی دارم 

 

اون موفعی که از خواب بیدار شدم٬ 

 

دیدم بابام داره ماز می‌خونه. 

 

اصلا باورم نمی‌شد بابای من که تا حالا فکر 

 

می‌کردم یاد نداشته باشه نماز بخونه٬ 

 

حالا نماز بخونه. 

 

راستی خدا دوشنبه کارنامه مو می دن. دستم به دامنت!