X
تبلیغات
رایتل

حرفای من با خدا

اینا حرفای یه دختر مهربون و تنهاست که برای خدای خودش می نویسه.
سه‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1390

قلب مهربون

 

سلام خدا! 

 

یادته چند روز پیش از ته دل ازت خواستم 

 

یه قلب سنگی بهم بدی؟ 

 

حالا امروز می‌‌خوام بگم پشیمون شدم! 

 

همین قلب خودم خیلی خوبه. 

 

فقط یه کم صبر و تحمل بهم بده تا 

 

بتونم بدی‌هایی که در حق من می‌کنن 

 

تحمل کنم. 

 

می‌دونی چیه؟ 

 

من خیلی خوشحالم که خیلی مهربون 

 

و احساساتی‌م ولی همه می‌گن این  

 

خیلی بده و اذیت می‌شی. 

 

البته خودمم به این نتیجه رسیدم. 

 

حتی یه عالمه هم سعی کردم مثه  

 

آدمای دور و برم سنگدل باشم 

 

ولی نتونستم. 

 

حتی نتونستم یه ذره فقط یه ذره 

 

کسی یو که خیلی اذیتم کرد یا به 

 

عبارتی داغون و نابودم کرد٬ 

 

ناراحت کنم. 

 

خدا به نظرت این خوبه یا بده؟!