X
تبلیغات
رایتل

حرفای من با خدا

اینا حرفای یه دختر مهربون و تنهاست که برای خدای خودش می نویسه.
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390

****

 

سلام خدا! 

 

دیدی باز دیشب امام رضا نخواست من  

 

برم حرمش و دعا کنم؟ 

 

 هر چند ۲ شب قبلی که رفتم حرم  

 

اصلا دعا نکردم. 

 

آخه می‌دونی؟ یادم شد دعا کنم. 

 

راستی خدا تو چرا این قدر پسرا رو 

 

نفهم و بیشعور آفریدی؟ 

 

تو شب قدر٬ اونم تو حرم امام رضا هم 

 

دست از کثافتکاری و چشم چرونی و  

 

متلک گفتن و شماره دادن و... برنمی‌دارن. 

 

خداجونم! 

 

گناه دارن طفلکی ها! 

 

آدمشون کن!!!!!!!!!!