X
تبلیغات
رایتل

حرفای من با خدا

اینا حرفای یه دختر مهربون و تنهاست که برای خدای خودش می نویسه.
دوشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1390

اخلاق بد من

سلام خدا

یه عالمه حرف دارم که بهت بزنم

ولی وقت ندارم.

خدا این چه اخلاق بدیه که به من دادی؟

هر موقع ناراحتم،هرموقع خوشحالم،

هر موقع دلتنگم،هر موقع می‌خوام

ابراز احساسات کنم،هر موقع می‌خوام

 بفهمم کسی دوسم داره یا نه،

هر موقع می‌خوام سلام کنم ،

هر موقع می‌خوام خداحافظی کنم،

هر موقع می‌خوام آشتی کنم،

هر موقع می‌خوام...

حتماً باید برم تو بغل کسی.

اگه کسی بغلم نکنه فکر می‌کنم

از من بدش میاد و منو دوست نداره

و گریه‌م می‌گیره.

مثل امروز صبح که مینا بغلم نکرد؛

مثل اون روز که دایی محسنم بغلم نکرد؛

مثل خیلی از روزا که فائزه بغلم نمی‌کنه

و مثل خیلی از روزای دیگه که من همه‌ش

گریه می‌کنم.

خدا این اخلاقو از من بگیر.باشه؟