X
تبلیغات
رایتل

حرفای من با خدا

اینا حرفای یه دختر مهربون و تنهاست که برای خدای خودش می نویسه.
جمعه 4 آذر‌ماه سال 1390

جعبه ای از لبخند

 

با توام، باتو،خدا

 

یک کمی معجزه کن

 

چندتا دوست برایم بفرست

 

پاکتی از کلمه

 

جعبه‌ای از لبخن

 

نامه‌ای هم بفرست

 

*

 

کوچه‌های دل من

 

باز خلوت شده است

 

قبل از اینکه برسم

 

دوستی را بردند

 

یک نفر گفت به من

 

باز دیر آمده‌ای

 

دوست قسمت شده است

 

*

باتوام، باتو، خدا

 

یک دل قلابی

 

یک دل خیلی بد

 

چقدر می‌ارزد؟

 

من که هرجا رفتم

 

جار زدم:

 

شده این قلب حراج

 

بدوید

 

یک دل مجانی

 

قیمتش یک لبخند

 

به همین ارزانی

 

*

 هیچ وقت اما

 

هیچ کس قلب مرا قرض نکرد

 

هیچ کس دل نخرید

 

*

باتوام، باتو، خدا

 

پس بیا،این دل من، مال خودت

 

من که دیگر رفتم اما

 

ببر این دل را

 

دنبال خودت

 

                         «عرفان نظرآهاری»