X
تبلیغات
رایتل

حرفای من با خدا

اینا حرفای یه دختر مهربون و تنهاست که برای خدای خودش می نویسه.
جمعه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1390

خاله‌ی بد

 

سلام خدا! 

آخه چرا تو منو اینقدر اذیت می‌کنی؟ مگه من چیکار کردم؟ ها؟ 

راستی خدا من از الهام(خاله‌م) متنفرم. 

پررو هر کار دلش می‌خواد می‌کنه و کسی هم چیزی بهش نمی‌گه. 

جالب اینجاست که من تا همون حرفایی که اون بهم می‌زنه بهش می‌زنم٬ همه بهم می‌گن احترام خاله‌تو نگه دار.چرا کسی به الهام نمی‌گه احترام من که ۴ سال ازش بزرگترم رو نگه نمی‌داره؟ 

خلاصه من که دیگه حالم ازش به هم می‌خوره.